تبليغاتX
darkness
در تاریکیست که چشم شروع به دیدن می کند
دلتنگی هرگز بهانه ی خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست

+ نوشته شده در  Thu 27 Oct 2011ساعت 8:17 AM  توسط سایه های شک  | 

- مگر نگفتی بی‌حسی موضعی است؟… پس چرا پس از این همه سال، هنوز وجودم از نبودت لمس است؟

+ نوشته شده در  Sat 22 Oct 2011ساعت 8:57 PM  توسط سایه های شک  | 

از آجیل سفره عید چند پسته لال مانده آنها که لب گشودند؛خورده شدند آنها که لال مانده اند؛می شکنند دندانساز راست می گفت:پسته لال سکوت دندان شکن است!
+ نوشته شده در  Tue 9 Aug 2011ساعت 6:2 PM  توسط سایه های شک  | 


چرخش ثانیه ها تنها

این مفهوم لعنتی رو تو ذهنم تداعی می کنن

رکورد نبودنت شکست.

+ نوشته شده در  Mon 1 Nov 2010ساعت 3:35 PM  توسط سایه های شک  | 


 یک بوم خالی با یه مشت رنگ سیاه

حالم بده ...

 درازمی کشم کف اتاقِ یخ زدمو به پنجره که باز ِزل می زنم

قلم مومو برمی دارم میرم به جنگ بوم و رنگ

اول صداتو می کشم ،بعد می رسم به خنده هات،بعد می رسم به اون نگات

بعد وامیمونم تو نگات

دو تا نگاه ،خمار و خواب،یه کم غرور،یه ذره منگ

نه نمیشه ...

یه سطل رنگ از تو حیاط برمیدارم میام بالا

همشو میریزم رو بوم

اوهوم

همینه

شد حالا

دیگه تموم کار من

دیگه تموم کار من

دیگه تموم کار من

+ نوشته شده در  Thu 14 Oct 2010ساعت 2:34 PM  توسط سایه های شک  |